تبلیغات

سرزمین عاشقان

اطلاعات وبلاگ سرزمین عاشقان

خانه
آرشیو
مدیرِیت وبلاگ
پست الكترونیك
ای جهان چون در گذرم برایم این سخن را در خاموشی ات نگهدار عشق ورزیده ام.......

آرشیو


مهر 1386 شهریور 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 شهریور 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 مهر 1384 شهریور 1384 مرداد 1384

دوستان


.:: قالب های رایگان ::.

دوستم بدار شاید فردایی نباشد

اینتر نت رایگان

این آسمان پر ستاره

زرتشت

ته مانده های یک مرد

رد پای عشق

جک های خفن و دانلود اهنگ

وصال

جالبه!!!

سرزمین عاشقان۲

شیطونک

تنگوان

آسون

آهنگ خیال

نا گفته ها

هجوم تنهای

مرد کاگلی

بامزه

عاشقانه

رضا سیستم

سرگرمی و شخصی

مهندس

عشق آتشی زود سرد میشه

پسران بد

دانلود بازار

با یاران

مجنون

دنیای عشق

هک

ای کیو سان

آمار بازدیدکنندگان

آمار بازدیدکنندگان :
کاربران آنلاین :

جستجو



طراحی وبلاگ


گروه طراحان آوانیک
ویرایش قالب : مهدی-ک


قالب های رایگان برای بلاگفا به همراه 400 کد جاوا

<-PostData->

مجنون

نمی خواهی شروع کنی ؟
می گن یه روز لیلی واسه مجنون پیغام فرستاد که انگار خیلی دوست داری منو ببینی ؟
اگه نیمه شب بیای بیرون شهر ، کنار فلان باغ ، منم می یام تا ببینمت.
مجنون که شیفته دیدار لیلی بود ، چندین ساعت قبل از موعد مقرر رفت و در محل قرار نشست.
ولی مدتی که گذشت خوابش برد.
نیمه شب لیلی اومد و وقتی اونو تو خواب عمیق دید ، از کیسه ای که به همراه داشت ، چند مشت گردو برداشت و ریخت تو جیبهای مجنون و رفت.
مجنون وقتی چشم باز کرد ، خورشید طلوع کرده بود، آهی کشید وگفت :
ای دل غافل یار آمد وما در خواب بودیم .
و افسرده و پریشون برگشت به شهر.
در راه یکی از دوستانش اونو دید و پرسید :
چرا اینقدر ناراحتی؟
و وقتی جریان را شنید با خوشحالی گفت :
این که عالیه !
آخه نشونه اینه که لیلی به دو دلیل تو رو خیلی دوست داره !
دلیل اول این که :
خواب بودی وبیدارت نکرده !
و به طورحتم به خودش گفته :
اون عزیز دل من که تو خواب نازه ، پس چرا بیدارش کنم ؟
و دلیل دوم اینکه :
وقتی بیدار می شدی ، گرسنه بودی و لیلی طاقت این رو نداشت ، پس برات گردو گذاشته تا بشکنی و بخوری!
مجنون سری تکان داد و گفت :
نه!
اون می خواسته بگه :
تو عاشق نیستی!
اگه عاشق بودی که خوابت نمی برد!
تو رو چه به عاشقی؟
بهتره بری گردو بازی کنی!
آره عزیز دلم باید حواسمون رو جمع کنیم .
نکنه خوابمون ببره !
نکنه فرصتها رو از دست بدیم.
نکنه وقتی بیدار بشیم که دیگه کار از کار گذشته باشه !
و باید بدونیم ، هر ثانیه از زندگی ما لحظه ای بی نظیر و تکرار نشدنیه.
و از اون لحظه های ناب ، بهترین استفاده رو ببریم.
پس بیا از همین لحظه شروع کنیم.

+ ¤ نوشته شده در ساعت 03:04 ق.ظ توسط سمیرا

نظر ها ()

[ خانه | آرشیو | پست الكترونیك | رفتن به بالای صفحه ]


irLearn.com